خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: يکشنبه 18 ارديبهشت 1401 ساعت: 1:20

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: يکشنبه 18 ارديبهشت 1401 ساعت: 1:20

سلام و درود بر دوستان خوب چند سال پیش مطلبی را با عنوان عدالت حیوانی ( برداشت آزاد از مثنوی معنوی ) نوشتم، ابتدا هدفم از نوشتن این بود که موضوع یادم بماند و ذهنیت خودم را در جایی ثبت کرده باشم، پس از آن چندین بار متن مذکور را خواندم، هر بار میخواندم به وجد می آمدم و به خودم بیشتر امیدوار میشدم. چند ماهی گذشت و من آن داستان را فراموش کردم، مدتی بعد پس از اینکه مشغله کاریم کم شده بود دوباره میخواستم همان یادداشت را بخوانم! ولی پیدایش نکردم، کلافه بودم ! آب شده بود و به زمین رفته بود، همه پوشه های کامپیوتر را گشتم، دست نوشته هایم را زیر و رو کردم، پیدا نشد! حتما" شما هم به این کار میخندید! درست است، مطلبی را که خودم نوشته بودم خوب به خاطر نداشتم، خیلی حیفم می آمد از اینکه چرا در جای مطمئن ثبتش نکردم. تصمیم گرفتم مطلب را یک بار دیگر بنویسم! جالب بود وقتی شروع به نوشتن کردم دقیقا" همان مطالب با همان انشاء و ادبیات حتی بهتر از آن روی کاغذ آمد. الآن دیگر نگران گم شدن مطالب و نوشته شده خودم نیستم، در هر موقعیت و شرایطی که باشم کافی است فکرم را روی موضوع متمرکز کنم و دوباره همه چیز ردیف است. چرا با گم شدن یک دست نوشته نگران و ناراحت بودم؟ مگر این فکر و نوشته از ذهن خودم نبود؟ مگر با گذشت زمان فکرم کاملتر نشده ؟ شاید مشغله زندگی و نگرانی های روزمره باعث شده تمرکز حواس و ثبات فکری خود را از دست بدهیم، در کتابی که نویسنده اش یک پزشک متخصص بود خواندم، وقتی شخصی گرفتار تنش عصبی شود و فشار زیادی به مغز وارد کند، مغز برای رهایی از این فشار، فرمان هایی را به بافتهای اطراف ستون فقرات و گردن وکتف ها ارسال میکند و شخص دچار دردهای شدید میشود و در ادامهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: يکشنبه 18 ارديبهشت 1401 ساعت: 1:20

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: شنبه 10 خرداد 1399 ساعت: 2:45

سلام دوستان خوب

امروز روز اول اردیبشهت بنام روز بزرگداشت سعدی است،

بنده اسم حضرت سعدی که میاد یاد این بیت میافتم:

به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود نیارزد آنکه دلی را زخود بیازاری

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: جمعه 12 ارديبهشت 1399 ساعت: 4:22

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 18:34

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت: 20:31

باران باران که شدى مپرس، اين خانه کيستسقف حرم و مسجد و ميخانه يکيستب باران که شدى، پياله هارا نشمار جام و قدح و کاسه وپيمانهيکيست باران! تو که از پيش خدامى آیی توضيح بدهعاقل و فرزانهيکيست بردرگهاو چوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت: 20:31

چندی پیش دوست عزیزی در جمع خودمانی شعری خواندبصورت زیر و امروز بنده نقدی برآن بصورت شعر نوشتم! البته بنده شاعر نیستم! فقط آنچه به ذهنم آمد گفتم. متن شعر: آنکس که بداند و بخواهد که بداند خود را به بلندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت: 20:31

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت: 20:31

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت: 20:31

ظلم آشکار پادشاهی به مسجد شهر روانه شد تا از مشکلات مردم بشنود و درد و رنج آنها را دوا کند، در میان ملازمانش از کوچه عبور کرد، در مسیر عبور پادشاه به مسجد، ملازمان مردم را به کنار می راندند و به سر هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت: 20:31

ذهن آدم مانند چتر است،

زمانی کارایی دارد که باز باشد!

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت: 20:31

باور یا حقیقت چیزی که با روح و جان خود باور داری، الزاما" حقیقت نیست! سقراطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت: 20:31

فکررا پر بدهید فکر را پر بدهید و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر فکر باید بپرد برود تا سر کوه تردید و ببیند که میان افق باورها کفر و ایمان چه به هم نزدیک ترند ( فکراگرپربکشد) جای این توپ و تفنگ ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان بهرامی تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت: 20:31

صفحه بندی